۱۳۹۱ تیر ۸, پنجشنبه

A logistic regresssion

دیروز به خودم میگفتم که زن! اینهمه آدم دور و بر خودت جمع کرده بودی که چی بشه؟ 
هرچقدر که دور و برت خلوت باشن و کمتر معاشرت کنی موقعیت های استرس زا دورتر میشن...نشسته بودم کنار بچه ها پشت میز بیمارستان...اونا قهوه میخوردن با بیکینی من قهوه نمیخورم (بله بله! این تکراریه) داشتم شیرگرم با شکلات میخوردم...مارک اصرار داشت که آلبا کاتالا حرف نزنه...ال میرا و سثار کاتالان حرف نمیزنن ولی من اصرار داشتم که حرف بزنه...از آلبا خوشم نمیاد. بدم هم نمیاد...خیلی زنانگی داره؛ مدام رژیمه...داره از این سیریال بارهای رژیمی میخوره...برام اصلن مهم نبود که کاتالان حرف بزنه یا فارسی...اصلن گوش نمیکردم. داشتم به عینک قشنگ سثار نگاه میکردم و تریکوتیلومانیا (کندن مو به صورت وسواسی)؛ داشت ریشاشو میکند...تا آخر صبحانه ده کلمه هم حرف نزدم؛ اینا گفتن از بس که ال میرا درس خونده خسته شده ساکته...حال نداشتم بگم برو بابا...دیروز داشتم فکر میکردم نرم دوباره جشن و مهمونی آخر سال تحصیلی دانشگاه؛ اومدم به کریستینا بگم یهو روشو کرد به من به آلمانی گفت (که بقیه نفهمن): نکنه مریض شدی انقدر نمیای هیچ جا...فردا مجبورم برم...

برای آدمای مضطرب تجویز من دوری کردن از موقعیت های استرس زاست و این یعنی مردم نافهم...یعنی مردم قاضی؛ مردم سراپا دهن...مردم نظر بده...از فرورفتگی گوشه ی پیشونی ت نظر میدن تا سیاهی چشمت...جای اینکه مجبور باشی الکی تاییدشون کنی خوبه که بکشی بیرون بشینی اون گوشه ها کتابتو بخونی...لبخند زدن تا سال سیِ زندگی کار سختی نیست ازون به بعده که نمیتونی خودت نباشی...

خود آدم بودن کار خیلی خوبیه...خودآدم بودن یعنی مقید خواننده نبودن...هرچند تا پست و محتوی هر خزعبلاتی رو توی وبلاگ نوشتن..یعنی رابطه ی عکس سروتونین اگزوژن با تعداد یادداشت های روزانه در وبلاگ...

اگر مصلح و قادر به این بودم که خواننده هایی رو که وبلاگ ها رو مثل جیگر زینب مثله میکنن از شدت قضاوت کردن نویسنده؛ مسلمن اونها رو فی الفور از خوانندگی این وبلاگ عزل میکردم. متاسفانه اونقدر هم دموکرات نیستم....در هرصورت شاید هم خالی از لطف نبود یاد آوری اینکه این وبلاگ مدتهاست که اگر مخاطب خاص داشته باشه مستقیمن خطاب میکنه یا با اشارات کاملن واضح...بنابراین روز نوشت های نویسنده صرفن جهت مصرف کردن کلمات در آرام کردن بی قراری اون نوشته میشن و ارزش دیگه ای ندارن...


۱ نظر:

icarus گفت...

همش این خواننده ی بیچاره رو تهدید و ارعاب می کنی!!!