نجوا به نجوا ، تن به تن ، دوست به دوست، دشمن به دشمن مژدگانی باریدنت را میدهم
فریاد به فریاد ، چمدان به چمدان ،پرستو به پرستو کوچ میکنمت
بهار هم که خواب بماند، بماند، جا نمیمانم از شکوفتن در تنت
زمستان هم زمستان بماند و کاهلانه مصِرّ به خواب زمستانی باشد
بیدارت میکنم آفتابی میشوم، میتابم ، در بازوانم میشکوفانمت...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر