۱۳۹۲ دی ۸, یکشنبه

ما خطا کردیم و صلح انگاشتیم؟

بنظرم آدمیزاد راه حل تهدید را بایستی برای آخر انتخاب کند برای نگارنده ی همه چیز باخته تهدید آخرین تمهید است اگر قرار به تهدید باشد نگارنده مدتهاست که رینگ را ترک کرده  و مشت زن برای خودش مشت به هوا پرتاب میکند.
تهدید را بگذارید برای آخر
نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد

گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما محصل بر کسی نگماشتیم

۱۳۹۲ دی ۶, جمعه

ریم عزیز

ریم عزیز
 پدیدار می شوی روزی از میان نامه هایی که شش سال است بی مقصد می روند و روبرویم می ایستی.
این را بخوان نامه ای از جایی کنار بینی ام که وقتی گریه ام میگیرد، میسوزد. وقتی در بیمارستان دی نشسته بودیم تا آرمیتا بمیرد است....و دماغم درد میگرفت. کاش روزی بروم گورستان سر قبرش دماغم درد بگیرد و این طلسم قبر ندیده ی ده ساله بشکند
پرسید دارم می میرم؟ گفتم مردن یک لحظه ست من هر لحظه تلویحن پاره میشم