مرگ در والنسیا
Amargura
۱۳۹۲ مهر ۲۰, شنبه
بسوخت حافظ و آن یار دلنواز نگفت؟؟؟؟؟؟
شب؟ همان سایه ی مژگانیست که دروغ و در کمین جانت نشسته با شمشیر آخته...نه! شب همان شمشیر آخته ی سایه ی مژگان...دروغ و مرگبار
سلام شب بی تمنا نیست.
ضد خاطرات و تجربه ی زیسته
Read more »
۱۳۹۲ مهر ۱۹, جمعه
جهت ثبت در تاریخ
برید در تقویم های سال نود و دوی شمسی روی بامداد نوزدهم مهرماه بنویسید تا صبح از خون و درد پاهایش در شکمش جمع شده بود و بوی خون تو تمام اتاق پیچیده بود و زار زد...کسی نپرسید وخودش نمیخواست هم کسی بپرسد.
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)