۱۳۹۲ خرداد ۵, یکشنبه

یک دو نفس ناله شو و از دل دیوانه برآ

حواس تنش به استعاره های تصویر سر شانه اش در آب رفت...حواس تنش داغ میشد به تصویر تصویر تنش در سایه...
...
...
.


بیدل

۱۳۹۲ خرداد ۴, شنبه

عِمام لکاته

عزیز من
صد بار بشما گفتم جاودانگی در اختصار و ایجاز است. در خودمانی بودن و زیرپوستی.  به درازا کشیدن و اجتماعی کردن قضایا فقط  سیر لجن مالی شدن تسریع میکند. لجن مال شدن که ناگزیرست چه کاری است تعجیل؟

۱۳۹۲ خرداد ۳, جمعه

جماعت من دیگه حوصله...... ندارم

قبلن گفته بودم؟ شاید اگر فرودگاه مهرآباد بود کمتر غم انگیز بود. گفته بودم نگفته بودم؟

میگفت فکرهایش را کرده است و من هربلایی در دنیا بگویی بسرم آمده یادم نیست بقیه اش چه بود چون فکر میکردم آیا از آن بدتر هم میشد؟ آن یکی گفت هیچ وقت این را نگویم چون انگار بدترتر تری هم وجود دارد.

بین عکس ها دنبال عکسی میگردم که آفتاب به تک تک کک مک هایش توک میزند و دامنش توت فرنگی های ریز دارد. چرت میزند و من پایم را روی کتفش گذاشته ام و عکس گرفته ام. لاک سیاه زده بودم.