مرگ در والنسیا
Amargura
۱۳۹۲ دی ۶, جمعه
پرسید دارم می میرم؟ گفتم مردن یک لحظه ست من هر لحظه تلویحن پاره میشم
پله ی آخر
زندگی ش پر بود از این جزییات زندگی ش. زندگی خسرو بسیار خالی بود بسیار معمولی بسیار وح شت ناک.
پله ی آخر
علی مصفا
پله ی آخر
یه عمر افسرده بودم فکرشم نمیکردم تنها درمون افسردگی م خبر مرگم باشه
پله ی آخر
علی مصفا
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)