۱۳۹۱ بهمن ۲۷, جمعه

نزدیک نشوید! گاز میگیرد

اینجا
  دلم می‌خواهد فاصله بگیرم به گمانم. یک حلقه هُلاهوپ بندازم دور کمرم کسی نزدیک‌تر نشود از فاصله‌ی نیم‌متری. راه دیگری بلد نیستم.


تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی

عزیز من اگر شما را مسوول سر کشی به خواب ها  کرده اند چرا جفا؟ گردن ما نازک تر از دل شما... حالا که در خواب از در لطف رسیده اید ما را در حسرت عطر همیشگی رها میکنید؟