۱۳۹۱ تیر ۶, سه‌شنبه

کیو کیو بنگ بنگ

بیست و شیش خرداد کیشیک بودم...

متامورفوس

من عوض شدم. نمیدونم خوبه یا بد...پس چرا انقدر همه چیز دیر شد؟ حداقلش این بود که من سر حرفم ایستادم...

سردرد را با مثال تعریف کنید

رابطه ی سردرد را با جیغ توصیف کنید.
امروز یک ریز بی دلیل فریاد زدم. بی دلیل پاچه گرفتم...حرف حق رو با صدای بلند جیغ زدم. لزومی نداشت.
جوان ها بدانند حرف هرچقدر با صدای بلندتر و لحن خشن تر بیان شود کمتر شنیده میشود دست آخر حرف به کون خر میرود و گوینده به فاک فنا و محکوم به برچسب آسان دیوانگی...در آخر روز سردرد...یک عدد موجود خرچنگنده پشت اندوتلیوم عروقم مشت و لگد میکوبد...اگر جیغ نمیزدم یعنی بیدار نمیشد؟