مرگ در والنسیا
Amargura
نمایش پستها با برچسب
زنانه
.
نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب
زنانه
.
نمایش همه پستها
۱۳۹۴ آذر ۲۶, پنجشنبه
شمارش معکوس. به سوی جدیت
›
آقا از صدای مهربانتان حظ بردم. در پس زمینه صدای پدربزرگوارتان هم آمد بیشتر محظوظ شدم. دلم برای شما، بانو و خواهر و برادر تنگ شده است. اما ...
۱۳۹۴ آذر ۲۴, سهشنبه
العطشگویان به استقبال ساغر میرویم*
›
سویینی تاد! میترسم سرم را در این راه به باد دهم. دیگر با خودم هم حرفی نمیزنم. کاش میشد حرف بزنی. کاش میشد حرف زد، کاش میشد با تو حرف...
۱۳۹۴ مرداد ۱۴, چهارشنبه
نامه
›
شد لشکر غم بی عدد از بخت میخواهم مدد* تلما بالاخره نامه ای هم در صندوق ما افتاد. کشتی ما را در شط شراب انداختی. از غصه هایت هم مثل نا...
۱ نظر:
۱۳۹۲ دی ۱, یکشنبه
ریم عزیز
›
ریم عزیز امروز روز بدی بود. چرا بتو میگویم؟ چون دیگر شرم دارم با خودم مدام تکرار کنم چقدر بیقرارم. دستهایم؟ میلرزند ولی دیگر مدتهاست از لر...
۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۳, دوشنبه
انَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا
›
نفهمیدم چطور شد کشیده شدم به پله های خانه ی خاله شهین. پله هایی که میخورد به نیم طبقه ی نقاشی جایی که بوم و وسایل نقاشی بود. آن زمان ما تاز...
۱۳۹۱ اسفند ۲۸, دوشنبه
پاورقی و زنانه
›
یادم نیست کی و کجا گفته پنج کتابی که در سال نسبتن گذشته خواندیم و کیف کردیم را بگوییم. در سال گذشته به دلایل مخصوص بخودم زیاد خوانده ام/زی...
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب