مرگ در والنسیا
Amargura
۱۳۹۶ آبان ۲۷, شنبه
مرا جای خودت بگذار، خودت را جای گهواره
›
کلمه ای برای نوشتن ندارم آنقدر خالی و خسته م. یعنی اگر بدانم کسی جایی کمین کرده برای دزدیدن کلمات من، دور می مانم و کم کم محو میشوم بی گفتگ...
۱۳۹۶ مهر ۱۷, دوشنبه
وان راز شنیده شد به هر کوی؟ *
›
امروز با کسی حرف میزدم میگفتند بیاییم خاطرات طبابتمان را بنویسیم. میگفتیم همه خنده دار و شرم آور است و میخندیدیم بخاطراتمان. برای من رابطه ...
۱۳۹۶ مرداد ۲۸, شنبه
verde mi verde
›
خم شده بود با من حرف بزند چون من خیلی کوچکتر بودم. برایش نوشته بودم در زندگی جای عشق به عادت و روزمرگی هدر رفته. صبح دیدم تنها بیدار شدن ش...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب