مرگ در والنسیا

Amargura

۱۳۹۴ آذر ۵, پنجشنبه

به تن گندمگون دریا و دل دریای حبیب

›
بندرعباس بود. بار  اول در زندگیم  بندرعباس میدیدم. پشت بام حبیب و شراب خانگی و چشمهای دریا. حبیب برایم قطعه ی موسیقی میفرستد. امشب چشمهای د...
۱۳۹۴ آبان ۲۰, چهارشنبه

مرثیه ای برای سه عکس

›
خیلی گذشته ترها که سفره ی پرشین بلاگ پهن بود، میرفتیم مدام سر میزدیم به ملاقات کنندگان صفحاتمان. این روزها نه پرشین بلاگ هست و نه حوصله و ن...
۱۳۹۴ آبان ۹, شنبه

به همسایه ام.

›
همسایه ی عزیز خبر مرگ را شنیدم. من با مرگ خواهرم. مرگ با من خواهر است. اینطور است زندگی، گاهی کار خوب است و بار بد است و یا بار خوب است و...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب
با پشتیبانی Blogger.