مرگ در والنسیا
Amargura
۱۳۹۳ دی ۷, یکشنبه
Quiero olvidar el aroma de tu cuerpo*
›
گفت می روم و رفت. دستهایم را کاش جا گذاشته بودم در دستها و چشمها را به یادگار می آوردم. حالا که رفته است نقص عضو دارم. جای نداشتنش درد میک...
۲ نظر:
۱۳۹۳ آذر ۲۷, پنجشنبه
›
چه امن بودی
۱۳۹۳ آذر ۲۱, جمعه
Una sonrisa es gratis
›
میخندم. من در همه ی عکس ها میخندم و از آینه ها فرار. میخندم...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب