مرگ در والنسیا
Amargura
۱۳۹۲ مهر ۸, دوشنبه
نامه ها/دو/ به لام شین
›
عزیز من یک چیزی بگویم از نگرانی درت بیاورم. دیگر این حناها و آن حناها برای من رنگی ندارد. انقدر همه چیز از پیش معلوم و رو است، که بی مزه ا...
نامه ی یک) پ. میم
›
عزیزم میترسم باز چمدان کنم و بروم. آدمها هرشب میترسانندم و هر صبح بیزارم میکنند. کثافت بدی در هوا موج میزند. از آخرین باری که دیدمت و س...
۱۳۹۲ مهر ۶, شنبه
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه؟
›
گفتتی ها را همه گفته اند. دلم میخواهد نامه بنویسم. برچسب بچسبانم روی یادداشت ها و بنویسم نامه. هرکس خودش بیاید بخواند و نامه اش را بردارد...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب