مرگ در والنسیا
Amargura
۱۳۹۲ تیر ۷, جمعه
نگار شما که بمکتب نرفت و خط ننوشت
›
جلسه ی دفاع خنده آوری بود. زن بزرگتر بعد از من دفاع میکرد. من آشفته نبودم اما غمگین بودم...بی دلیل، واقعن بی دلیل. ماریا ترسا رییس من در ب...
شبهای روشن
›
شرط میبندم اگر فارسی میدانست حرص زیادی خورده بود. من از نیم فاصله متنفرم واضح است. فردا شب مهمانی دیوانه ی آخر سال است و هرچقدر حساب ...
۱۳۹۲ تیر ۵, چهارشنبه
دفاع کردگان
›
من نویسنده ی این وبلاگ در بیست و ششم ژوئن دوهزاروسیزده از پایان نامه ی دومم دفاع کرده و اعتراف میکنم پایان نامه ی مدرسه ی طب، مفت سگ گران ب...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب