مرگ در والنسیا

Amargura

۱۳۹۱ مرداد ۸, یکشنبه

Urban dictionary: Liar: a backstabbing friend

›
 دلم میخاد تمام منافذم رو ببندم  و بعد از هر دوره ساده اندیشی نتونم وقایع رو کنار هم بچینم ببینم چقدر ما ساده لوحانه تن به قبول واضحات تحری...
۱۳۹۱ مرداد ۷, شنبه

یک شب

›
شیش نفر بودیم که از اون کوچه ی پرینسسا میرفتیم پایین طرف نمایشگاه. دو نفرمون هزار سال همدیگه رو ندیده بودن.
۱۳۹۱ مرداد ۴, چهارشنبه

*حافظ میگه چی؟ ما زیاران؛ چی؟ چشم یاری؛ چی؟ داشتیم

›
هیچ چیزی قدر کلمه حرمت نداره وقتی حرمت کلمه ی حرمت بریزه که وقتی محرم از محرمیت دربیاد و وقتی که حرف از دهن به دهن ها برسه حرمت میشکنه.هیچ ...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب
با پشتیبانی Blogger.