مرگ در والنسیا
Amargura
۱۳۸۹ اسفند ۵, پنجشنبه
آن زن ترسان آمد
›
اینجا؟ ریم عزیز! اینجا هزاران زن هستند در من که به عشق ایمان دارند و از میان آنها یکی زن ترسان است. پشت خنده های بلند و پشت فریاد های خشمگی...
۱ نظر:
۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه
›
تلخ چون قرابه ی زهر... شاملو.
۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه
عاشقانه ای برای یک شهر
›
هیچ وقت به مکان دل نبسته بودم. دل بستگی های من بعد از فرد، به اشیا و واژگان میرسیده است. اما اینبار دل بسته ام به شهری دور دست، خیلی دور. که...
۱ نظر:
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب