مرگ در والنسیا

Amargura

۱۳۸۹ آذر ۸, دوشنبه

speechless

›
ققنوس میشوم میسوزم و باز متولد میشوم. لحظه را بو میکشم ، بوی آغوش میدهد لحظه را در آغوش میگیرم؛ که تو از خوابهایم فرود آمدی، دستهایی که فا...
۱۳۸۹ آبان ۲۷, پنجشنبه

پروانه در آتش شد

›
از خودم چه پنهان که وقتی غمگینم، خشم دارم وقتی پایم بر لبه ی تیغ  جانم بر لبه جان بر لبی است اشک دارم که این روز ها اشک دارم 
۱۳۸۹ آبان ۱۶, یکشنبه

عاشقانه های سایکوتیک

›
دغدغه ی  اصلی من برای آینده این خواهد بود که چه کسی آیا پماد چشم ما را ...خوب یه وقتی اگر بیفتی مملکت غریب خدا نکرده ، اگه سرد باشه فرضن مغز...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب
با پشتیبانی Blogger.