مرگ در والنسیا

Amargura

۱۳۸۹ فروردین ۲۶, پنجشنبه

بشنو تو این حکایت

›
تا جاییکه سواد من در ادبیات و علوم نقلی قد میدهد، " یار" ،در مفهوم عام به معنی همراه و همدل و هم هرچیزی است، در ادبیات شخصی من یار...
۱۳۸۹ فروردین ۲۲, یکشنبه

غربال

›
مدت زیادی میشه که سعی میکنم منصف و احترام گذارنده باشم،ادای آدمای بسیار بزرگوارو در بیارم، یه جور چندش آوری این پیامو برسونم که: من خیلی بخش...
۱۳۸۹ فروردین ۱, یکشنبه

از ساعت بیست چهار امروز: لکاته جان، نه خسته!

›
خواستم از روی میز فنجان خالی را برندارم، تا ابد بماند و بمانم، خواستم کتابی را که باز روی زمین پای تخت گذاشته م تا خاک بخورد برندارم تا ابد،...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب
با پشتیبانی Blogger.