مرگ در والنسیا

Amargura

‏نمایش پست‌ها با برچسب یک شب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب یک شب. نمایش همه پست‌ها
۱۳۹۱ اسفند ۱۸, جمعه

یک شب (هشتم مارس)

›
سال شصت و هشت بود. در ذهنم تصویر ثابتی دارم از مهمانی  کنار استخر. من شش هفت ساله.... من تماشا القصه چشمم دنبال زنی مانده با لباس سیاه بل...
۱۳۹۱ بهمن ۱۵, یکشنبه

یک شب

›
یقین شما یادت نیست عزیز من. اول ماه مِی سال دو هزارویازده بود. در استامبول یک باران پودری میامد. بهترین آبجوی عمرم آبجوی سیاه استامبول بود ...
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب
با پشتیبانی Blogger.