ریم عزیزم
خاکستری هوای اینجاست یا غولی که پایش را از روی چهاردیواری سینه ام برنمیدارد؟ از کجا شروع می شود خیابانی که بن بست نباشد و آخر آن تو با چترت منتظر ایستاده باشی؟ بدون چاره ام.
خاکستری هوای اینجاست یا غولی که پایش را از روی چهاردیواری سینه ام برنمیدارد؟ از کجا شروع می شود خیابانی که بن بست نباشد و آخر آن تو با چترت منتظر ایستاده باشی؟ بدون چاره ام.
من در انتهای تمام خیابانهایی که تو در آنها باشی ایستادهام
پاسخ دادنحذفمهدی
پاسخ دادنحذفمن هم در تمام خیابان هایی که تو از آنها گذر کرده ای نشانی به جا گذاشتم... حسرت هایم در غم نبودنت.
پاسخ دادنحذف