۱۳۹۳ بهمن ۲۲, چهارشنبه

آسمان بار امانت


چه میکنم؟ زندگی. نه آنی که میخواستم باشد. بارش را به دوش میکشم صرفن. اما پدرم میگوید زنده ایم به امید. به خودم دلداری میدهم سخت است اما سخت تر از آن دیدن جان دادن آن بچه بود؟ چه کشیدم؟ اینها مضحکند. صلیبم را میکشم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.