۱۳۹۳ خرداد ۲۱, چهارشنبه

نهنگی که در ساحل تقلا میکند برای دیدن هیچ کس نیامده است.*
* گروس
مغروق از ترس جانش از قید هر آنچه فرو رفتنش را تسهیل میکند میگریزد. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.