تند تند شلوارجین را از پایم میکندم و جوراب شلواری براق را میپوشیدم. دستش یک استکان عرق تند بود کنارم ایستاده بود میگفت بخور...بخور...میخوردم زنی پشت سرم با دست میکوبید پشت دستش...سرش را تکان میداد با تاسف....لاجرعه بالا رفتم. بیرون...مردم نشسته بودند سیبیل تا سیبیل بوی کرم پودر و عطر و پچ پچه...مُردم
*David Bowie
*David Bowie
شما کامنت بذار ما چاپش می کنیم!
پاسخ دادنحذف:<