۱۳۹۱ اسفند ۴, جمعه

رستاخیز

من آدمی ام که خیلی صفت های بد دنیا را توی خودم جمع کرده ام . به غایت تنبلم ، به غایت ناامید و ناله ام . به غایت لوس و دست و پاچلفتی ام . و کلی به غایت دیگر . برای همین از آدم هایی که از خودم لوس تر و نا امید تر و تنبل ترند بدم می آید . یعنی فکر می کنم همین که من هستم دیگر ته اش است . آدم باید خیلی چرند باشد که بشود من . بعد یکی از من بدتر . پوووف ! اصلا معاشرت با همین ها من را این جوری به غایت کرده . دوست دارم آدمی باشد که می بینمش لبخند ، آرامش . نیست . نسلشان تمام شده . مانده ایم ما به غایت ها . 

آدمها کافیست که دوست داشتنی باشند و این تلاش نیاز ندارد انرژی هم صرف نمیکند...یا دوست دارید یا ندارید گور پدرتان...یا دوست داشتنی هست یا نیست...انرژی ...هزاره ی چندم؟ اشتیفل بجای پیش بینی روز رستاخیز باید روزی که ابتذال فراگیر میشود را محاسبه کند

ادیت شد

۱ نظر:

  1. چرا آدمها باید دوس داشتنی باشند؟
    نظر من به نظر آقای دی اچ لارنس نزدیک تره!
    آدما باید اِلِمنتال باشن:


    Why don't people leave off being lovable
    Or thinking they are lovable, or wanting to be lovable,
    And be a bit elemental instead?

    Since man is made up of the elements
    Fire, and rain, and air, and live loam
    And none of these is lovable
    But elemental,
    Man is lop-sided on the side of the angels.

    I wish men would get back their balance among the elements
    And be a bit more firey, as incapable of telling lies
    As fire is.
    I wish they'd be true to their own variation, as water is,
    Which goes through all the stages of steam and stream and ice
    Without losing its head.

    I am sick of lovable people,
    Somehow they are a lie.
    -------------------

    D.H. Lawrence 1929

    پاسخ دادنحذف

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.